انواع هیپنوتیزم
دکتر محمدجواد حریری
هیپنوتیزم بر اساس فرد هیپنوتیزم کننده به دو گروه :
-
خود هیپنوتیزم
-
دگر هیپنوتیزم
انواع هیپنوتیزم
پاسخ به سوالات
قسمت چهاردهم
فرامرز ملاحسین تهرانی
سوال اول از خانم زهرا...
کمکم کنید فامیل بدی دارم از روح علیه من کمک می گیرن کارامو خراب می کنن می خواستم به من بگویید چطور خودم رو برای ارواح ناشناس کنم تا نتوانند علیه من اقدام کنند.
پاسخ: من جن گیر و نه مامور مقابله با ارواح شرور هستم. خواهش من از دوستان و علاقمندان این است که اگر سوالی درباره علوم روحی دارند اقدام به ارسال پیام کنند و گرنه من نه غیب گو هستم و نه دارای اوراد و طلسم جادوی سیاه. پرداختن به این مسایل سطحی و برخاسته از ذهن درگیر با اوهام و خیالات و یا نیروهای منفی ذهنی، باعث وقوع چالش های ناگوار و غیرقابل پیش بینی در حیات معنوی انسان می شود.
خاطرات مدیوم ها / قسمت هشتم
مادرانه
فرامرز ملاحسین تهرانی
نامه زیر از یک خانمی با نام مستعار م.ضیایی به دستم رسید که با کمی ویرایش تقدیم شما می کنم.
...
سلام بر شما و همه خوانندگانی که قرار است این مطلب را مطالعه کنند. من زنی چهل وپنج ساله هستم که شش سال قبل فرزند عزیزم آرش را از دست دادم. من صاحب دو فرزند بودم که آرش پسر بزرگم بود و خواهرش مینا که پنج سال از آرش کوچکتر بود دومین فرزند من است. من هیجده ساله بودم که آرش را به دنیا آوردم به همین خاطر وقتی آرش بزرگ شد به علت تفاوت سنی کم و همینطور قد و قامت و ورزیدگی آرش، مردم اصلا فکر نمی کردند که ما دو نفر، مادر و فرزند باشیم. پسر عزیزم به علت سلامت نفس و ورزش منظم، از هر حیث کامل و بی نقص بود. زیبایی چهره و حسن خٌلق وی زبانزد دوست و آشنا بود.
خاطرات مدیوم ها / قسمت هفتم
بحر معنوی
خاطره ای از خانم ف.شمس اللهی
دو روز پیش ایمیلی از طرف یکی از علاقمندان علوم روحی به دستم رسید که مناسب دانستم این ایمیل را در قالب خاطرات مدیومها برایتان انتشار دهم. این نامه الکترونیکی که درباره کتاب خاطرات یک روح از لحظه قبض جان تا... می باشد، برگرفته از یک رویا از طرف این خانم محترم می باشد که از من خواسته بودند که تعبیرش کنم ، اما ازآنجاکه من تعبیر خواب نمی کنم فقط متن این خاطره را تقدیمتان می گردد:
.
.
بازتاب نشر کتاب الکترونیکی
خاطرات یک روح از لحظه قبض جان تا ...
بعد از پنج روز از نشر کتاب الکترونیکی خاطرات یک روح از لحظه قبض جان تا رسیدن به منزلگاه ابدی ایمیلهای محبت آمیزی به دستم رسیده که مناسب دانستم در این بخش به نظر شما برسانم. زیرا ممکن است پاسخ هایی به این عزیزان داده ام مورد استفاده شما نیز قرار بگیرد.
خانم به نام ش.م.ت
با سلام و درود خدا بر آن مدیوم بزرگوار که حامل این الهامات و کشف و شهود روحانی بودند و همینطور به شما که اینقدر زیبا آن همه اوراق را تصحیح و دوباره نویسی کرده اید. شاید باورتان نشود اما در این چند روزه سه بار این کتاب الکترونیکی را خوانده ام و هربار همان طراوت و تازگی و شور و حال به من دست می دهد. من تا به حال چنین کتابی درباره موضوعات ماورالطبیعه و عالم ارواح نخوانده بودم و مرتبه این نوشته های درج شده در کتاب شما فکر نمی کنم در حد این جهان فیزیکی باشد. این کتاب دنیایی برای من می ارزد. دستتان درد نکند.
پاسخ: ممنون از شما خانم بزرگوار که این همه مرا مورد لطف و مرحمت قرار دادید. همانگونه که گفتید این کتاب ازآنجا که تماما منبعث از الهامات و کشف و شهود یکی از مدیومها و اولیاالله است، دارای موج و خاصیت بهجت آوری است که با هر بار خواندن آن دریچه ای از معارف ربانی به روی خواننده باز می گردد و درنهایت منجر به تقویت قدرتهای مدیومی در شخص میگردد. انشاالله که شما نیز در این زمینه موفق باشید.
پاسخ به سوالات
قسمت سیزدهم
سوال اول از خانم آ.ف
واقعا از زحمتی که بابت انتشار کتاب خاطرات یک روح کشیدید سپاسگزارم. من که خیلی از آن استفاده کردم و از خداوند توفیق و اجر فراوان برای شما خواستارم. درضمن اشعاری که در این کتاب به کار بردید خیلی لطیف و زیبا هستند. منتظر کتاب خیام هم هستیم.
پاسخ: با سپاس از شما خانم بزرگوار. باید به عرض برسانم که کتاب الکترونیکی حضرت خیام هم انشاالله در آینده تقدیمتان خواهد شد.
سوال دوم از آقا یا خانم چراغلو
ضمن خسته نباشید به شما که اینقدر زیبا خاطرات آن مدیوم محترم را ویرایش و نگارش نمودید. خواستم بدانم که کتاب خیام از زبان خیام چه زمانی آماده عرضه می گردد. بینهایت از شما سپاسگزارم.
پاسخ: با تشکر از لطف شما باید به عرض برسانم که برخی از تفاسیر و تحلیل های جناب خیام قابلیت چاپ شدن را ندارد و ممکن است چالش برانگیز باشد لذا من می بایست خیلی با احتیاط و با ظرافت این کار را انجام بدهم که انشاالله به کسی هم برنخورد. چشم در آینده ای نه چندان دور تقدیم حضورتان می شود.
خاطرات مدیومها / قسمت ششم
درباره کتاب خاطرات یک روح از
لحظه قبض جان تا...
فرامرز ملاحسین تهرانی
دو سال پیش نزدیک سحر خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم که در دشت سرسبزی که از یک سو به سلسله کوههای بلند منتهی می شد و از سوی دیگر تا چشم کار می کرد دشت و زمین همواری بود که هیچ انتها و پایانی نداشت، خود را در آن محیط رویایی یکه و تنها دیدم. طبق تجارب قبلی، دانستم که دارم خواب می بینم، پس ابتدا نگاهی به دوروبرم انداختم و از رایحه معطر گلهای صحرایی و پاکی که در فضا موج می زد، نفس عمیقی کشیدم. سبکبال و رها به سوی دامنه کوه پرواز کردم و در کمرکش کوهساران خانه کوچک و زیبایی را در زمینی مسطح مشاهده کردم. آن خانه تنها خانه آن سرزمین پهناور با کوهستانهایش بود. در ابتدای محوطه بیرونی خانه مزاری ساده با سنگی از جنس مرمر وجود داشت که نام و مشخصات و زمان وفات صاحب قبر بر روی آن حک شده بود، وقتی نام صاحب قبر را خواندم دیدم این شخص دردنیا اصلا معروف و شناخته شده نیست و پیش خودم حدس زدم که صاحب این قبر باید شخص مهمی در دستگاه الهی و عوالم روحی باشد.فاتحه ای برایش خواندم و نگاهی به خانه انداختم تا ببینم نشانه هایی از حضور کسی یا کسانی در آن می بینم یا نه. اما به قدری محیط ساکت و آرام بود که صدای نفس های خودم را و حتی محیط پیرامون تختخوابم را در دنیا می شنیدم. باز هم نگاهی به قبر انداختم و از صاحب قبر خواستم تا مرا راهنمایی کند. ناگهان در خانه باز شد و مردی بلندقامت با پیراهنی سفید و ردایی قهوه ای از آن خارج گردید. ایشان ریش کوتاهی بر صورت و چهره ای باوقار و جدی داشتند. به او سلام کردم و ایشان مرا دعوت به خانه اش کرد.
آرامش با تکنیک های رفع اضطراب
دکتر محمدجواد حریری
پاسخ به سئوالات
قسمت دوازدهم
فرامرز ملاحسین تهرانی
سوال اول: از خانم زهرا نوری
در رابطه با جلسات احضار ارواح جناب رهبر زاده سوال داشتم به چه طریقی می شود این هماهنگی را ایجاد کرد ممنون میشم سوال منو جواب بدین.
پاسخ: ایشان اصلا چه در گذشته و چه در زمان حال کلاسهای تماس یا احضار ارواح نداشتند. بلکه در همان سال ها کلاسهای علوم روحی را دایر کرده بودند که به صورت تئوریک به مباحث این علم برای شاگردانشان میپرداختند. اما در حال حاضر هم به علت بالا رفتن سن شان، دیگر کلاسهای علوم روحی هم ندارند و درواقع بازنشسته شده اند و شاید کلاسهای آموزشی خصوصی برای اطباء جهت آموزش انرژی درمانی داشته باشند. اما شما می توانید برای تشکیل چنین جلساتی توسط شاگردان ایشان، با مراجعه به صفحه اول مثنوی ارواح از شرایط و الزامات تشکیل چنین جلساتی آگاه شوید.
خیام از زبان خیام
فرامرز ملاحسین تهرانی
در بخشی از کتاب «خاطرات یک روح ...» حضور در محفل و مجلس نورانی خیام را یادآور شدیم. اینک به بخشی دیگر از تفسیر و تحلیل رباعیات خیام از زبان خود ایشان میپردازیم که برگرفته از همان کتاب است.
(2)
آن به که در این زمانه کم گیری دوست
با اهل زمانه صحبت از دور، نکوست
وانکس که تو را به جملگی تکیه بر اوست
چون چشم خرد باز کنی دشمنت اوست
این رباعی اندرزی است که مردم را از رفاقت های بسیار نزدیک برحذر می دارد و فاش می سازد که غالبا دوستان صمیمی بالاخره یکدیگر را می فریبند.
هیچ لازم نیست عزلت اختیار کنید یا معاشرت با آشنایان را به کلی ترک گویید، بلکه آسوده با همه کس صحبت بدارید ولی هرگز اعتماد به کسی نسپارید. شما از اشخاصی که نمی شناسید یا از دور می شناسید معمولا فریب نمی خورید و حال اینکه چه بسیار اوقات ازطرف افراد مورد اطمینان تان ازلحاظ مادی یا اخلاقی زیان هایی متوجه تان می شود. حتی اعتماد به نفس خودتان هم جایز نیست چون چه بسیار اوقات که به تحریک پاره ای امیال و غرایز حیوانی، شما را منحرف ازطریق صواب می سازد. پس فقط عقل و نیروی تمیز است که در هر مورد بایستی به کار آید تا نیک از بد جدا و مشخص گردد.